مخارج مستقل و ضریب افزایش
اله مراد سیف /
در یک اقتصاد کامل چهار بخشی تولید ملی با فرمول زیر نمایش داده میشود :

در تمام کتابهای اقتصاد کلان راجع به تولید ملی و متغیرهای اثرگذار بر تولید ملی شامل متغیرهای فرمول بالا (مخارج مصرف، مخارج سرمایه گذاری، مخارج دولت و تراز تجاری یعنی صادرات و واردات) صحبت میشود. مخارج دولت میتواند مخارج سرمایه گذاری و مخارج مصرفی باشد. این مخارج چهارگانه هر کدام نقش ویژه ای دارند و در بین آنها مخارج مصرف از جهاتی مهم تر است. مخارج مصرف در یک اقتصاد از دو جهت نقش برجسته ای دارد:
- مخارج مصرف (بخش خانوار) سهم عمدهای در بین سایر مخارج دارد. یعنی بین ۵۰ تا ۶۰ درصد و در برخی اقتصادها بیشتر از کل مخارج ملی را مخارج مصرف به خود اختصاص میدهد.
- دلیل دوم، فنی و تخصصی است. هر کدام از سایر مخارج وقتی که به صورت مستقل در یک اقتصاد تغییر میکند علاوه بر تاثیر مستقیم اولیه بر تولید ملی به صورتی القایی از طریق مخارج مصرف بر سطح تولید ملی اثر میگذارند. برای مثال، هنگامی که مخارج دولت افزایش یابد (با توجه به چرخهی اقتصاد) بطور مستقیم روی ارزش تولید ملی اثر میگذارد، ولی چون این تغییر در چرخه وارد میشود موجب افزایش درآمدها در اقتصاد شده و از طریق قانون مصرف باز هم بر روی ارزش تولید ملی تأثیر دارد. این اثر را اثر القایی گویند.

این اثر القایی خیلی مهم است. برای تشریح این موضوع باید مفاهیمی مانند تابع مصرف و ضریب افزایش هم توضیح داده شوند. چگونه افزایش هر یک از مخارج، ارزش تولید ملی را متأثر میسازد؟ در اینجا میخواهیم مکانیزم آن را مورد بحث قرار دهیم:
- تابع مصرف: سادهترین تابعی که در مورد مصرف وجود دارد این است که مصرف تابع درآمد است. در اینجا GNP را با Y نشان میدهیم:

این تابع را یکی از اقتصاد دانان بزرگ به نام جان مینیارد کینز ارائه نموده است و دو خاصیت دارد:
- مصرف کل (مصرف افراد) تابع مستقیم درآمد ملی است. در اینجا وقتی که گفته میشود ‘ƒ مثبت است، یعنی تغییرات مصرف با تغییرات درآمد نسبت مستقیم دارد و هرچه درآمد بیشتر شود، مصرف هم بیشتر میشود.
- میزان تغییرات مصرف به اندازهی میزان تغییرات درآمد نیست. برای مثال، اگر درآمد دو برابر شد، مصرف الزاماً دو برابر نمیشود. چون ‘ƒ به معنای نسبت تغییرات مصرف به تغییرات درآمد است.
تابع مصرف در مقایسه با تابعی که دارای شیب ۴۵ درجه و برابر با ۱ است، دارای شیب کمتری است. در اینجا تابع مورد نظر ما برای مصرف یک تابع خطی است : C = C0 + b.Y
در این تابع مقدار C0 به عنوان عرض از مبدأ و b به عنوان شیب این تابع میباشند. این مقدار b در واقع است که میگوییم هم مثبت است و هم کمتر از یک می باشد. یعنی شیب تابع مصرف کمتر از ۴۵ درجه است.

در تابع فوق اگر b = 0.8 ، C0 = 100 و درآمد ملی به میزان ۱۰۰۰ واحد افزایش یابد :
b = 𝝏 c / 𝝏 Y < 1
C = b * 𝝏 Y𝝏
C = 0.8 * 1000 = 800𝝏
یعنی به ازای ۱۰۰۰ واحد افزایش درآمد، ۸۰۰ واحد مصرف اضافه میشود (تغییرات در جهت مثبت انجام شده است ولی یکسان نیست). b را در اینجا میل نهایی به مصرف مینامند و هر چه مقدار آن به یک نزدیکتر شود به معنای تمایل بیشتر یک جامعه به مصرف است. در جوامع مختلف مقادیرb متفاوت است و جای بحثهای بسیار دارد. اگر بخواهیم اقتصاد را سادهتر نگارش کنیم، مقدار تراز تجاری را صفر در نظر میگیریم:
Y = C + I + G
C = C0 + b.Y
C0 مصرف مستقل
I = I0 سرمایه گذاری مستقل
G = G0 مخارج مستقل دولت
هر جایی که از اندیس صفر استفاده میکنیم به این معناست که ارتباطی با سطح تولید ملی ندارد و مخارجی مستقل از تولید ملی است. اینگونه مخارج در هر شرایطی باید هزینه شود و حتی اگر درآمدملی صفر باشد. در زیر این الگو را حل کرده و و مقدار Y را بدست می آوریم.
Y=C0+I0+G0+bY
Y(1-b)= C0+I0+G0
(Y=(C0+I0+G0)/ (1-b
این رابطه بدان معنی است که اگر برای مثال، b = 0.8 باشد و جمع مخارج مستقل (مصرف مستقل بعلاوه سرمایه گذاری مستقل بعلاوه مخارج مستقل دولت) برابر ۴۰۰۰ باشد سطح تولید ملی برابر ۲۰۰۰۰ خواهد بود . حال اگر مخارج مستقل به میزان ۱۰۰۰ واحد افزایش یابد تولید ملی با مخارج مستقل ۵۰۰۰ برابر ۲۵۰۰۰ خواهد شد . یعنی با افزایش ۱۰۰۰ واحدی مخارج مستقل تولید ملی ۵۰۰۰ واحد اضافه شده است. توزیع این افزایش به اثر مستقیم و اثر القایی به صورت زیر است :

